موضوعات گوناگون ادبي، عرفاني، با تکیه بر ادبیات فارسی و عربی |
کامل آن را در ادامه مطلب بخوانید.
ادوارد براون در سال 1887.م از طرف دانشگاه كمبريج لندن عازم ايران مي شود تا در باره تاریخ و ادبيات ايران به تحقيق بپردازد، موضوعات مورد علاقه او كه موضوعات تأليفاتش را هم تشكيل مي دهد، عبارتند از:زبانهاي اسلامي، تصوف ايراني، سير تحولات فزقه بابيه، تاريخ ادبيات ايران، خطوط ميخي و ... ((پشت جلد ترجمه كتاب يك سال در ميان ايرانيان ))
ثار الله
باز خواني اجمالي واقعه عاشوراء به روايت منابع معتبر تاريخ
در خواست يزيد ار حاكم مدينه براي بيعت گرفتن از امام حسين و ...
آغاز نامه نگاري كوفيان براي امام حسين ( ع )
كشته شدن عبد الله بن بُقطر برادر رضاعي امام حسين ( ع )
مرگ و قيامت و انعكاس آن در شعر ابوالعتاهيه
در توبه
هميشه در پي يك جــــرعه آبم
نمـــي دانم كه دنبــــال سرابم
در اين درگه كه پر ز رمـز و راز است
مُصَدّع از ســـــؤال بي جــــــوابم
گهي آهســـــته مي رانم فرس را
گهي چــــون برق و بادم پر شتابم
در اين لعبت ســــــراي دام و دانه
گرفتار قلمـــــــــــــدان و كتابم
به مصداق كلام شيــــــــــــخ دانا
خراباتي خـــــــراب اندر خــــــرابم
ولي از رحمت بي انتـــــــــــهايش
به قـــول حاسِبـــــــوا اندر حسابم
در توبه به رويــــــم باز باز است
چه غم زان رو كه در عهـــد شبابم
ميزان عشق و محبت سعدي به أهل بيت ( عليهم السلام )
***
معمولاً عزيزان أهل سنت، وقتي نام رسولخدا(ص) را بر زبان مي آورند و يا مي شنوند، عبارت (( صلّي اللهُ عليه و سلّم )) مي گويند. ولي شيعيان با ذكر نام رسولخدا(ص) و يا شنيدن آن، عبارت بالا را به شكلي كاملتر عنوان مي كنند (( صلّي اللهُ عليه و آلهِ و سلّم ))
گاهي برخي از أهل سنت جانب احتياط را رعايت مي كنند و عبارت فوق را باز هم طولاني تر مي كنند و به اين صورت بيان مي كنند:
(( صلّي اللهُ عليهِ و آلهِ و أصحابهِ أجمعين ))
همانطور كه ديديم برخي از آوردن واژه (( آلهِ )) امتناع مي كنند و درود و سلام را تنها شايسته و منحصر به رسولخدا (ص ) مي دانند و بس و أهل بيت را در درجه اي نمي بينند كه اين سلام و صلوات شامل آنها هم بشود.
برخي هم پيامبر(ص) و آل پيامبر(ص) و تمام اصحاب و ياران او را در يك مقام و مرتبه ي ايمان و تقوي قرار مي دهند و عبارت سوم را بر مي گزينند. حال نكته ي جالب و در خور تفكر و تحقيق اين است كه همين برادران اهل سنت پس از ذكر نام هر كدام از صحابه ي رسولخد(ص) عبارت (( رضي اللهُ عنه و عنهم )) مي گويند يعني خداوند از او يا آنها خشنود باد. ولي در اين بين حضرت علي (ع) مستثني است و پس از ذكر نام او اين عبارت را مي گويند: (( كَرّمَ اللهُ وجهَهُ )) يعني خداوند چهره وپيشاني او را مكرّم بدارد زيرا هيچگاه پيشاني او جز براي خداي تعالي به سجده نيافتاده است در صورتيكه تمام صحابه يك زماني بت مي پرستيده اند و بر غير خدا سجده كرده اند و بعداً مسلمان شده اند. پس همه مي پذيرند كه تنها پيشاني حضرت علي( ع ) در خور تكريم است.
منظور از اين داستان اين است كه حتي خود اهل سنت به اين واقعيت اعتقاد دارند كه همه ي صحابه در يك درجه از نظرسابقه ايمان و تقوا نيستند.
ولي بنگريد به وسعت ديد مرد بزرگي همچون سعدي شيرازي سني مذهب آزاده كه چگونه اين حقيقت را در كلام گهر بار خود بيان مي كند، بعنوان نمونه به شاهد مثال زير بسنده مي كنم.
در وصف رسولخدا(ص) مي فرمايد:
بَلَغَ العُلي بِكمالهِ، كَشَفَ الدّجي بجمـالهِ
حَسُنَتْ جميعُ خصالهِ، صَلّوا عليــهِ و آلهِ
و الحق باید گفت :
سعدی افتاده ای است آزاده کس نیاید به جنگ افتاده
بنام خداوند لوح وقلم
مِهر ماه، مهرجان فتح و مهار مُهره ي مِهر دلها و آغاز فصل روشنايي و مُجدّد خاطرات خوش آشنايي بر همه ي معلمان و متعلمان مبارك باد.
معلم، هنرمندي است كه با نوشتن اولين جمله بر روي تخته سياه هنر نمايي مي كند و با زبان محبت، دلهاي تشنگان علم را به وجد مي آورد. به اين خاطر است كه سيماي وي هميشه بهترين خاطره ي دوران زندگي انسانيّت را تداعي مي كند.
معلم، طبيبي است كه دُرّ موعظه هاي شافي را در سلك عبارات مي كشد و داروي تلخ نصيحت، به شهد ظرافت مي آميزد تا هيچ طبع ملولي از دولت قبول آن محروم نشود.[1]
معلم، بازرگاني است كه در كار بيع و شراء، هميشه فروشنده اي است كه اگر خريدار داشته باشد، نه تنها به ثمن بخس هم نمي انديشد بلكه تمام ربح و رضاي خود را در خرسندي همراه با انگيزه و رغبت خريدار مي بيند.
معلم، الگوساز است، الگويي كه جامع همه فضايل و مانع تمام رذايل است.
معلم، مجاهد ايثارگر است، كه ققنوس وار ذوب شدن شمع وجود خود را مي بيند و در پرتو شعله ي خود، از خاكستر هستي اش، انسان را با تمام معني انسانيّت، براي خدمت به بشريّت خلق مي كند.
معلم، قاضي است، اما نه اينكه قضاوتش بر مبناي قانون جزا باشد، بلكه قانون شفايش هميشه پاداش است و قدرت اجرايي اش، ارادت متعلّمانه ي دانش آموزان است كه خرقه ي ارادت را از مراد خود مي ستانند.
معلم، آموزگار آموزنده ترين آموزه هاي آموزگاران قديم خويش است.
شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي و شمس الدين محمد حافظ شيرازي كه در واقع دو بال پرواز سيمرغ سرزمين شعر و ادب، شيراز هستند و با يك قرن فاصله زماني از هم مي زيسته اند، مفاهيم بلند عرفاني و اخلاقي را نيك در قالب كلام سحر آميز شعر خود آراسته اند.اگر چه سعدي، باران رحمت بي حساب و خوان نعمت بي دريغ خداوندي را بر همه ي بندگان متذكر مي شود و مي فرمايد:
اي كريمي كه از خزانه غيب گبر و ترسا وظيفه خور داري
دوستان را كجا كني محـروم تو كه با دشمن اين نظر داري
اين ابيات چكيده و عصاره ي همان تفسير رحمانيت خداوندي است. حافظ هم آسايش و آرامش دوجهان را با در الهام گيري از ذات مقدس خداوندي كه مدارا كردن با دشمنان در رسيدن به سعادت هر دو سراي كمتر از مروت در حق دوستان نيست، ياد آور مي شود، زيرا وقتي پروردگار عالميان باران رحمت و خوان نعمتش را از مؤمن و كافر دريغ نمي دارد، تكليف بندگان خدا در عبوديت و تسليم محض در برابر اراده ي او معلوم است و چه نيكو كفته است حافظ شيرين سخن:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستـــــان مروت با دشمـــنان مدارا
قرآن كريم منبع اساسي زهد در اسلام است كه داراي مضاميني روشن و واضح در دعوت به عدم توجه به دنياست و همواره دنيا را فاني و زود گذر مي داند و بندگان را به عبادت خداوند فرا مي خواند و نعمتهاي بهشتي را به بندگان ياد آور مي شود و عذاب اخروي را به گناهكاران متذّكر مي شود.
برخي از آيات قرآن كريم به بي ارزشي دنيا مي پدازند، مانند آيات زير:

ميلاد نور امامت
بوي گل از باغ و بوستــــان صفا آغاز شد
نغمه هـــــاي شوق بلبل پر طنين انداز شد
از قضــا و دست رحمت لطف اين پروردگار
شد شكوفا غنچـــــه ي باغ ولايت پر بهار
از فروغستان دين و مشــــــرب لطف خدا
اختري سر زد كه او شد رهبـــر و مولاي ما
آن درخت كفر و كين را گو بخشكد ريشه اش
شمع جاويد امامت مـــــي گشايد ديده اش
سر بر آورد ابر رحمـــــت تا ببارد بارشش
تا شود او كاتب انوار وحــــــــي خالقش
شهر علمي مي گشــــايد تا ابد او باب خود
تا سرايد با حلاوت شهـــــدهاي ناب خود
تا شود ماه منيـــــــري پر فروغ و جاودان
با افول نور آن شمس الشـــــموس خاوران
اي مسلمانان كنون گاه سمــاع و وجد ماست
چون طلوع پرتو نوري ز انــــــوار خداست
روز ميلاد علي باشد بهار شيعيـــــــــــان
فجر او بادا مبارك بر تمام عاشــــــــــقان
برگ سبزي است از مدير وبلاگ
زهد ( austerity )
كلمه ي زهد در اصل معني لغوي يعني (( بي ميلي )) و (( بي رغبتي )) و اگر عرب كلمه ي (( زَهَدَ )) را در مورد بخصوصي بكار ببرد، معني آن اين است كه فلان شخص به فلان چيز رغبتي ندارد. زَهَدَ فيهِ و عَنهُ، يعني از آن روي گرداند و بخاطر كوچك كردن يا كمي و يا دوري از گناه، آن را ترك كرد.[1]
زهد، يعني گوشه گيري بخاطر عبادت و پرهيز از لذات زندگي و مظاهر آن. زهد، ضد رغبت و حرض بر دنياست و جز در مورد دين گفته نمي شود.[2] زهد، در لغت، ترك ميل به چيزي و در اصطلاح اهل حقيقت، نفرت از دنيا و اعراض از آن است.[3]
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|